تاریخ انتشار:۰۵ بهمن ۱۳۹۴در ۱:۲۵ ب.ظ کد خبر:1090 تعداد بازديد: 2361 بازدید

مقایسات نوع شناسی نوآوری

مقایسات نوع شناسی نوآوری

گردآوری: دکتر اصغر عقلائی، دکتر رضا بندریان

 

مقدمه

نوآوری جدید با هر نامی نوآوری است. فرایند نوآوری با واژه­های بنیادی، تدریجی، کاملا جدید، ناپیوسته و نوآوری­های تقلیدی و همچنین معمارانه، مقیاسی و نوآوری­های تکاملی شناسایی شده است. اساتید معتقدند که تازه شروع به درک فرایند توسعه نوآوری­ها نموده­اند و مهم نیست که آن را چه بنامند؛ هنوز ممکن است این سوال مطرح شود که تفاوت بین یک نوآوری بنیادی، یک نوآوری کاملا جدید و یک نوآوری ناپیوسته چیست؟ تفاوت بین یک نوآوری تدریجی و یک نوآوری تقلیدی چه می­تواند باشد؟

دست کم ۱۵ نظریه ساختاری و بالغ بر ۵۱ فقره مقیاس در ۲۱ مطالعه تجربی در زمینه ادبیات توسعه محصول جدید[۱] مورد استفاده قرار گرفته است که نوآوری محصول را مدل سازی می­نماید (جدول۱). این عدم ثبات در عملیاتی سازی واژه “نوآوری پروری[۲]” منجر به استفاده جابه­جا از دو عبارت نوآوری و نوآوری پروری برای شرح انواع نوآوری شده است. هرچند که این موضوع کم اهمیت به نظر می­رسد، و منجر به ایجاد طبقه­بندی­های نامتجانس از نوع شناسی نوآوری و اغتشاشی همه جانبه در نتایج گزارشات ارائه شده از مطالعات تجربی شده است. نوآوری که محققی آن را با عنوان کاملا جدید عنوان کرده است، توسط فردی دیگر با عبارات بنیادی و یا ناپیوسته بیان می­شود. بعلاوه شرح دقیقی از آنچه به عنوان زیاد، متوسط و کم در بیان درجه نوآوری پروری مطرح می­شود و ارتباط آن با نوآوری­های بنیادی، کاملا جدید و تدریجی و یا انواع دیگر نوآوری وجود ندارد.

سهم بسیار زیادی از یافته­های مرتبط با نوآوری­ها در ۱۵ سال اخیر از تحقیقات مجله­ی مدیریت نوآوری محصول بر مبنای نظرات مهندسان، بازاریابان، مدیران محصول و اعضای تیم تحقیق و توسعه شکل گرفته است ]۸[. به همین دلیل استنتاج مجموعه مدونی از تعاریف از این جامعه محققین از اهمیت بالایی برخوردار است.

نوع شناسی نوآوری­ها ضروری است زیرا تنها از طریق درک تفاوت بین یک نوآوری بنیادی، یک نوآوری کاملا جدید و یک نوآوری ناپیوسته است که می­توان دانش مربوط به نوآوری را بهبود بخشید.

جدول۱- سازه­های استفاده شده برای مدل کردن نوآوری/ نوآوری پروری محصول

سازه تحقیق
نوآوری محصول Lawton & Parasuraman (1980), Cooper & de Brentani (1991), Kleinschmidt & Cooper (1991), Ali Krapfel& LaBahn (1995), Olson Walker & Ruekert (1995),Mishra Kim& Lee (1996), Schmidt & Calantone (1998), Song & Montoya-Weiss (1998)
رادیکال (تدریجی) Green Gavin, & Aiman-Smith (1995), Souder & Song (1997), Colarelli O’Connor (1998), Veryzer (1998), Kessler & Chakrabarti (1999), Chandy & Tellis (2000)
جدید بودن برای بنگاه Cooper (1979), Cooper & de Brentani (1991), Atuahene-Gima (1995), Mishra Kim& Lee (1996), Goldenberg Lehman& Mazursky (1999)
محتوای تکنیکی Maidique & Zirger (1984), Lee & Na (1994)
جدید بودن برای بازار Goldenberg Lehman& Mazursky (1999)
جدید بودن تکنولوژی Goldenberg Lehman& Mazursky (1999)
جدید بودن برای مشتری Atuahene-Gima (1995)
منحصر به فرد بودن محصول Cooper (1979)
برتر بودن محصول Cooper (1979)
مناسب برای هم افزایی Cooper (1979)
مناسب بودن محصول/ بازار Cooper & de Brentani (1991)
تشابه وظایف بازاریابی More (1982)
پیچیدگی محصول More (1982)
پیچیدگی توسعه More (1982)
نوع محصول Yoon & Lilien (1985)

 

مدیرانی که به دنبال درکی از چگونگی شناسایی مشکلات خاص و ویژه مرتبط با نوآوری­های رادیکال هستند ممکن است در یافتن بهترین پاسخ از نتایج کار محققان با اشکال مواجه شوند. آن­ها با تعارضات بسیاری در نتایج تجربی رو به رو می­­شوندکه حقیقتا در تحقیقات تجربی طبیعی و قابل وقوع است. لذا مدیران براساس اینکه کدام دسته از نتایج با توجه به سبک ارائه، موضوع جلسات و سایر موارد مناسب هستند دست به انتخاب می­زنند. نمی­توان از مدیران انتظار داشت که نتایج متعارض و نامنظم را بپذیرند. به عنوان مثال، فردی که مدیریت تیم توسعه محصول جدیدی به وی واگذار شده است، لازم است در ابتدا از اینکه با نوآوری رادیکال، کاملا جدید، ناپیوسته، تخریبی، تدریجی و یا تقلیدی سروکار دارد آگاه باشد. با جداکردن انواع نوآوری (در صورت امکان)، وی بسیاری از نتایج تحقیقات را که به توسعه پروژه توسعه محصول جدید کمک کرده است، نادیده خواهد گرفت.

برای اینکه نتایج تحقیقات تجربی تاثیری بر کاربردها داشته باشند، باید به دقت بر آن­ها متمرکز شده و نتایجی صحیح فارغ از جهت­گیری­های پیشین گزارش داد. با توجه به موارد ذکر شده خانم گارسیا (Garcia, 2002) معتقد است که مرور ادبیات این حوزه برای کمک به بهبودهای آتی در فرایند توسعه محصول جدید می تواند مفید واقع شود. هدف این فصل ترسیم دامنه مفاهیم نوآوری است تا توصیفی کاربردی و چارچوبی جامع معرفی نماید. لذا از مبتنی بر مقاله (Garcia, 2002) ادبیات محصول جدید در بازاریابی، مدیریت و مهندسی استفاده شده تا مروری کامل بر کاربرد مجموعه اصطلاحات نوآوری تکنولوژیک و نوآوری ارائه گردد.

۱٫                  تفسیرهای موجود از نوآوری

۱٫۱٫        تعریف نوآوری

برای شروع شناسایی انواع نوآوری، ابتدا لازم است که تعریفی از نوآوری فناورانه ارائه شود. مهندسان، بازاریابان، مدیران و حتی اقتصاد دانان تعریف یکسانی از آنچه نوآوری نامیده می­شود دارند. مروری بر ادبیات موضوع نشان می­دهد که OECD (OECD, 1991) که مطالعاتی در زمینه نوآوری تکنولوژیک داشته، به بهترین شکل ماهیت نوآوری را از منظر کلی بدین صورت شرح داده است:

“نوآوری فرایندی تکرار شونده است که با ایجاد یک بازار و یا فرصت ارائه خدمت جدید برای یک اختراع تکنولوژی محور آغاز می­شود و منجر به انجام وظایف توسعه، تولید و بازاریابی در جهت تجاری سازی موفق اختراع می­شود.”

این تعریف دو مزیت مهم را نشان می­دهد:

  • فرایند نوآوری توسعه تکنولوژیک یک اختراع را به همراه معرفی آن به بازار و مصرف­کننده نهایی از طریق اخذ و نشر شامل می­شود و
  • فرایند نوآوری به صورت ذاتی تکرار شونده است و لذا به طور خودکار معرفی اولیه یک نوآوری جدید و معرفی مجدد یک نوآوری توسعه یافته را شامل خواهد شد. این فرایند تکرار شونده بر تنوع درجات نوآوری دلالت داشته و لذا وجود یک نوع­شناسی برای توصیف انواع مختلف نوآوری را ضروری می­سازد.

نوآوری­های تکنولوژیک، نوآوری­هایی هستند که دربردارنده اختراعاتی از بخش­های صنعتی، مهندسی، علوم کاربردی و یا محض می­باشند که از این دسته می­توان از نوآوری­های صنعت الکترونیک، هوافضا، داروسازی و سیستم­های اطلاعاتی نام برد.

توضیح این مساله ضروری است که اختراع بدون وارد شدن به فرایند تولید و بازاریابی و انتشار در بازار به نوآوری تبدیل نمی­شود ]۱۹،۳۴،۵۳[. “راه حل یک پازل علمی ساده یا اختراع یک محصول جدید در محیط آزمایشگاه منفعت اقتصادی مناسبی ایجاد نمی­کند. نوآوری تنها شامل تحقیقات ابتدایی و کاربردی نبوده و توسعه محصول، تولید، بازاریابی، خدمات توزیع و سازگاری و به روز رسانی آتی محصول را نیز در بر می­گیرد.” ]۵۳ ص.۱[ اکتشافی که از محیط آزمایشگاه خارج نشود یک اختراع باقی می­ماند؛ اما اکتشافی که از آزمایشگاه به مراحل تولید رسیده و برای بنگاه ارزش اقتصادی به بار آورد (حتی اگر فقط منجر به صرفه جویی در هزینه شود) نوآوری تلقی می­شود. لذا نوآوری و اختراع از این جهت با هم متفاوت­اند که نوآوری ارزش اقتصادی ایجاد کرده و به سایر بخش­ها و فراتر از کاشف آن انتشار می­یابد.

­تکامل مستمر نوآوری طبیعتی تکرارشونده است که در تعریف OECD مشاهده می­شود. اتربک . ابرناتی فرایند تکرارشونده نوآوری را توصیف کرده است. “ایده اولیه­ای که مدل پیشنهاد شده برای نوآوری محصول برپایه آن بنا شده است؛ این است که محصولات طی زمان به شکلی قابل پیش­بینی با تاکید اولیه بر عملکرد محصول، تنوع محصول و استانداردسازی و هزینه محصول توسعه می­یابند”]ص.۶۴۲[. این طبیعت تکرارشونده منجر به ایجاد انواع مختلف نوآوری می­شود، به عنوان مثال از عبارت “نوآوری رادیکال” برای محصولاتی استفاده می­شود که در مراحل اولیه طفولیت قرار دارند و عبارت “نوآوری تدریجی” اشاره به محصولاتی دارد که مراحل پیشرفته­ی چرخه عمر را طی می­کنند. نوآوری تنها طی فاز توسعه محصول رخ نداده و ممکن است در فرایند تولید نیز اتفاق بیافتد که در آن یک محصول یا یک فرایند دستخوش توسعه­ها و پیشرفت­های مستمر می­شود ]۱۸ ص.۳۰۵[.

۱٫۲٫       تعریف نوآوری پروری

نوآوری پروری اغلب به عنوان معیاری برای سنجش درجه تازگی یک نوآوری استفاده می­شود. به نظر می­رسد که محصولات با نوآوری بالا درجه بالایی از تازگی داشته و محصولات با نوآوری کم در سمت دیگر این پیوستار قرار دارند. (Garcia, 2002) در ادبیات جدید محصول تفاهم کمی در زمینه این سوال که درجه نو بودن از دید چه کسی بوده و چیز جدید چیست وجود دارد. درحالی که اکثر محققین از دید بنگاه­ها به مساله تازگی نگاه می­کنند، سایرین به دنبال تازگی برای جهان ]۵۴[، تازگی برای واحد مربوطه ]۱۵[، تازگی برای صنعت ]۱۰[، تازگی برای بازار ]۳۱،۳۸[ و تازگی برای مشتری هستند ] ۴[. این طبیعت نسبی تعاریف ارائه شده از نوآوری پروری منجر به عدم بهبود در درک فرایند NPD و ناتوانی در مقایسه واحدهای تحلیل مختلف شده است. این دیدگاه نسبت به نو بودن، منجر به خلق مطالعات متمایز و منحصر به فردی می­شود که نمی­توان آن را جستجوی “مجدد” نامید.

برخلاف دیدگاه­های متنوع موجود نسبت به نوآوری پروری، یک عامل مشترک وجود دارد که همواره به عنوان درجه گسستگی در بازاریابی و یا فاکتورهای فناورانه مدل می­­شود (جدول۲) . لذا اینگونه مطابق نظر گارسیا نوآوری پروری محصول میزانی از گسستگی بالقوه است که یک محصول (خدمت یا فرایند) می­تواند در فرایند تکنولوژیک یا بازارایابی ایجاد نماید. از دید کلان، نوآوری­پروری ظرفیت یک نوآوری جدید برای ایجاد یک جابجایی پارادایمی در علم و صنعت و یا ساختار بازار در صنعت است. از دید خرد، نوآوری­پروری ظرفیت یک نوآوری برای اثرگذاری بر منابع بازارایابی موجود، منابع فناورانه، مهارت­ها، دانش، توانمندی­ها و یا استراتژی­ها است. در ادامه نشان داده خواهد شد که چه تعداد از محققان درجات متنوع نوآوری­پروری محصول را به نام انواع مختلف عنوان کرده­اند.

ابتدا باید تاکید شود که نوآوری پروری محصول با نوآوری پروری بنگاه معادل نیست. نوآوری پروری بنگاه یا سازمان به معنی تمایل طبیعی آن بنگاه به نوآوری کردن و توسعه محصولات جدید و یا جذب نوآوری­ها است ]۱۶[. در هر دو مورد، نوآوری­پروری محصولی که یک بنگاه به بازار عرضه کرده یا جذب می­کند معیاری برای اندازه­گیری نوآوری­پروری سازمان نیست. بسیاری از بنگاه­ها از استراتژی تقلید نوآوری استفاده کرده و محصولات و تکنولوژی ­های موجود را توسعه می­دهند. این رویکرد با استراتژی تحلیل­گر که توسط Miles  و Snow]39[ مطرح شده است توصیف می­شود. این نوع از بنگاه­ها در توسعه طرح محصولات موجود بسیار موفق هستند. مایکروسافت نمونه­ای از این استراتژی است. حتی تحلیل­گران موفق مانند مایکروسافت نیز از دید رقبایشان به عنوان مقلدان خوب و نه نوآور شناخته می­شوند. لذا محصولی با نوآوری سطح بالا حتما بر وجود بنگاهی نوآور اشاره نخواهد داشت.

 

جدول۲- خلاصه ای از سازهها وفاکتور ها درمطالعات تجربی

نویسنده نام سازه فاکتورها طبقه­ها تعداد محصولات/ پروژه­ها متغیر وابسته
Cooper (1979) نوآوری پروری محصول نو بودن برای بنگاه

منحصر به فرد بودن محصول (پیشگامی)

برتر بودن محصول

مستمر ۱۹۵ موفقیت محصول جدید
Lawton & Parasuraman (1980) نوآوری پروری محصول تغییر در الگوهای رفتاری

نو بودن محصول

زیاد/ متوسط/ کم

زیاد/ متوسط/ کم

۱۰۷

 

بکارگیری مفاهیم بازاریابی
More (1982) تشابه فعالیت­های بازاریابی

پیچیدگی محصول

دشواری توزیع

پیچیدگی توسعه

  مستمر ۴۳ تصمیم برای پذیرش/ رد
Maidique & Zirger (1984) درجه محتوای فنی

 

 

نوع نوآوری

  پیشرفت بنیادی/ تغییر تکنیکی ویژه/ تغییر تدریجی

صحیح/ پذیرش

پیمایش۱ به تعداد ۷۸ و پیمایش ۲ به تعداد ۵۸ موفقیت/ شکست
Yoon & Lilien (1985) نوع محصول   محصول کاملا نو/ فرمول بندی مجدد محصولات جدید ۱۱۲ عملکرد محصول جدید
Cooper & de Brentani (1991) هم افزایی

نو بودن برای بنگاه

نوآوری پروری محصول خدمت

یکتایی و برتر بودن محصول

تناسب محصول/ بازار

  مستمر ۱۰۶ موفقیت خدمت جدید
Kleinschmidt & Cooper (1991) نوآوری پروری محصول   نوآور بودن زیاد/ متوسط/ کم ۱۹۵ عملکردمحصولجدید
McDonough (1993) نوعمحصول   روتین/ بنیادی ۳۲ سرعتتوسعهمحصولجدید
Lee & Na (1994) نوآوری پروری فنی محصول   توسعه تدریجی/ بنیادی ۷۵ عملکرد فنی
Ali, Krapfel, & LaBahn (1995) نوآوری پروری محصول

محتوای فنی

  مستمر ۷۳ زمان چرخه
Green, Gavin, & Aiman-Smith (1995) بنیادی بون نوآوری عدم قطعیت فنی

بی تجربگی فنی

هزینه تکنولوژی

تجربه کسب و کار

بنیادی ۲۱۳ تحلیل بدون عامل
Atuahene-Gima (1995) نو بودن محصول نو بودن برای مشتری­ها

نو بودن برای بنگاه

بنیادی/ تدریجی ۱۱۹ بنیادی

۱۰۳ تدریجی

عملکرد محصول جدید
Olson, Walker & Ruekert (1995) نوآوری پروری محصول نو بودن محصول بنیادی/ تدریجی ۴۵ نتایج مالی و محصول

نتایج کارایی

نتایج روانی- اجتماعی

Mishra, Kim, & Lee (1996) مشخصات عمومی

 

 

نو بودن برای بنگاه

نوآوری پروری محصول

بهتر کردن محصول

محتوای تکنولوژی

مستمر

 

 

مستمر

۱۴۴ موفقیت محصول جدید
Souder & Song (1997) بنیادی بودن   مستمر ۱۵۶ موفقیت محصول جدید
Schmidt & Calantone (1998) نوآوری پروری محصول   نوآور/ تدریجی ۱۶۱ احتمال شکست/ تعهد فردی/ تصمیم برای ماندن یا رفتن
Colarelli O’Connor (1998) منبع تکنولوژی

ذات نیازهای بازار

  گسسته ۹ یادگیری بازار
Song & Montoya-Weiss (1998) نوآوری پروری محصول   کاملا جدید/ تدریجی ۱۶۳ کاملا جدید/ ۱۶۹ تدریجی موفقیت محصول جدید
Veryzer (1998) شاخص ناپیوستگی گسستگی فواید محصول

 

گسستگی توانمندی­های تکنولوژیک

گسستگی الگوهای مصرف

زیاد/ متوسط/ کم ۷ ورودی مشتری/ ارزیابی مشتری
Goldenberg, Lehman, &Mazursky (1999) نو بودن نو بودن برای بازار

نو بودن برای بنگاه

نو بودن تکنولوژی

زیاد/ میانی/ کم

جدید/ قدیمی

زیاد/ میانی/ کم

۱۹۷ موفقیت محصول جدید
Kessler & Chakrabarti (1999) بنیادی بودن محصول   بنیادی/ تدریجی ۴۲ رایکال/ ۳۳ تدریجی سرعت نوآوری
Chandy & Tellis (2000) نوآوری محصول بنیادی اختلاف تکنولوژیک

منافع مشتری

مستمر ۶۴ نوآوری محصول بنیادی

 

۲٫   مقایسات نوع شناسی نوآوری

شکی وجود ندارد که  کلیه نوآوری­ها یک شکل نیستند. بنابراین اغلب به دسته­هایی جهت شناسایی مشخصات نوآورانه و درجه نوآور بودنشان طبقه بندی می­­شوند. تحقیقات نظری و تست­های تجربی مختلفی در خصوص درجات متنوع نو بودن و گسستگی که از نوآوری­های سطح بالا انجام شده است. ]۱۸،۴۷،۵۴[. مروری بر ادبیات، دسته­بندی­های زیر را نشان می­دهد:

  • طبقه بندی هشت دسته ای (Johnson SC, 1957):

شکل … طبقه بندی هشت دسته ای از نوآوری (Johnson SC, 1957)

  • پنج طبقه(C, 1994):

شکل …. طبقه بندی ۵ دسته ای از نوآوری  (C, 1994):

 

  • طبقه­بندی چهارتایی: محققان مختلف طبقه بندی های مختلف چهارتایی از نوآوری ارائه داده اند که در جدول ذیل خلاصه شده است.

جدول …. طبقه بندی چهارتایی محققان از انواع نوآوری

ردیف عنوان محقق طبقه بندی
۱ هندرسون (Henderson RM, 1990) ·         Incremental

·         Modular

·         architec

·         tural/radical

۲ ابرناتی (Abernathy WJ, 1985) ·         niche creation

·         architectural

·         regular

·         revolutionary

۳ موریارتی (Moriarty RT, 1990) ·         incremental

·         evolutionary market

·         evolutionary technical

·         radical

۴  

کندی (Chandy RK, 2000)

·         incremental

·         market breakthrough

·         technological breakthrough

·         radical

۵ تید (J., 1995) ·         Incremental

·         Architectural

·         Fusion

·         breakthrough

.

  • طبقه­بندی سه­گانه: محققان مختلف طبقه بندی های مختلف سه تایی از نوآوری ارائه داده اند که در جدول ذیل خلاصه شده است.
ردیف عنوان محقق طبقه بندی
۱ ویل رایت ·         Incremental

·         new generation

·         radically new

۲ کوپر ·         Low innovativeness

·         Moderate innovativeness

·         high innovativeness

 

  • طبقه­بندی دوگانه: مطابق جدول زیر تعداد محققانی که دسته بندی دوتایی از نوآوری ارائه داده اند نسبت به سایر طبقه بندی ها بیشتر می باشد.
ردیف عنوان محقق طبقه بندی
۱ ۳,۴۷ ·         dichotomous categorization–discontinuous

·         continuous

۲ ۲۳ ·         instrumental

·         ultimate

۳ ۴۳ ·         Variations

·         reorientations

۴ ۳۷ ·         true

·         adoption

۵ ۶۴ ·         original

·         reformulated

۶ ۴۹ ·         innovations

·         reinnovations

۷ ۳۸ ·         radical

·         routine

۸ ۵۹ ·         evolutionary

·         revolutionary

۹ ۹ ·         sustaining

·         disruptive

۱۰ ۵۰,۵۴ ·         really new

·         incremental

۱۱ ۴۶ ·          breakthrough

·         incremental

۱۲ [۵,۱۸,۴,۳۰,۳۵,۵۲,۵۶] ·          Radical

·         incremental

۱۳ فصل آتی ·         technological

·         nontechnological

 

 

فراوانی گونه­های مختلف نوآوری منجر به این شده که برای نوآوری­های متفاوت از اسامی یک­شکل استفاده شود و یک نوع از نوآوری در طبقه­های مختلف قرار گیرد. ادبیاتی که در ادامه خواهید دید، بیانگر ۴ طبقه­بندی مختلف توسط ۴ دسته از محققین است که نشان­دهنده موضوع ذکر شده در بالا می­باشد.

اتربک (Utterback, 1996)  تعاریف زیر را از نوآوری ناپیوسته یا بنیادی ارائه داده است: “منظور از تغییرات ناپیوسته یا نوآوری بنیادی، تغییری است که بیشتر سرمایه­گذاری­های فعلی شرکت در مهارت­های فنی و دانش، طراحی، تکنیک­های تولید، تاسیسات و تجهیزات را از میان بر می­دارد. از دید اتربک، جابجایی یا ناپیوستگی در سطح بنگاه یا در صنعت با معرفی نوآوری­های بنیادی همراه است. نوآوری­های پیوسته (تدریجی) استاندارد سازی و وضع فعلی موجود در بنگاه و صنعت را تاب نمی­آورند.

گاردینر و راسول (Rothwell R, 1988) با تاکید بر مبحث ”باز­نوآوری” یا بهبود نوآوری­های موجود به مساله ناپیوستگی فناورانه می­پردازند. این نگاه دوحالتی آن­ها به نوآوری و باز­نوآوری منجر به ایجاد چندین زیرطبقه شده است. نوآوری­ها ابداعات جدید بنیادینی هستند که محصولات جدید برجسته را ساخته و به تبع آن صنایع جدیدی را خلق می­کنند. باز­نوآوری­ها بر بخش عظیمی از جهان صنعتی چیره شده­اند. آن­ها منجر به توسعه تکنولوژی موجود با طرح محصول موجود (تدریجی)، توسعه محصول موجود با تکنولوژی جدید (تغییر نسل)، خلق محصول جدید با تکنولوژی موجود (محصولات جدید)، توسعه محصولات موجود با بهبود مواد خام (اصلاح) و توسعه زیرسیستم­های محصول موجود با تکنولوژی جدید (تغییر جزیی) می­شوند.

در نگرش دیگر، مطالعات کوپر (Kleinschmidt EJ, 1991) بر ۱۹۵ محصول جدید، منتج به طبقه­بندی سه گا­نه­ای شده است. نوع­شناسی آن­ها بین نوآورری­های زیاد، متوسط و کم تفاوت قائل شده است. محصولات با نوآوری سطح بالا شامل محصولات جدید برای دنیا و خطوط تولید بنگاه­ها هستند که برای بازار نیز تازگی دارند. محصولات دارای نوآوری میانه شامل خطوط تولید با نوآوری کمتر برای بنگاه و محصولات جدید برای خطوط تولید موجود و محصولات با نوآوری سطح پایین شامل به­سازی­ها، تنزیل هزینه­ها و جایگیری­های مجدد می­باشند.

نگرش چهارگانه ارائه شده در ماتریس طبقه بندی ابرناتی و کلارک (Abernathy WJ, 1985)، با ترسیم شایستگی فناوری در برابر محیط بازار بر ویژگی­های رقابتی متمرکز شده است. چهار طبقه­بندی ارائه شده برای نوآوری شامل خلق بازار گوشه­ای، معماری،منظم و تکاملی می­باشد. در خلق بازار گوشه­ای، تکنولوژی با ثبات فعلی اصلاح شده، بهبود می­­یابد و یا برای حمایت از موقعیت جدیدی در بازار تغییر می­کند. این اصلاحات منجر به ایجاد مزیت­های رقابتی فنی و بهبود کاربردهای محصول در بخش­های نوظهور بازار می­شود. نوآوری­های معماری از طریق خلق صنایع جدید یا اصلاح صنایع موجود، اتصال بین بازار جدید را با تکنولوژی جدید حفظ می­کنند. آن­ها معماری آتی صنعت را ایجاد می­کنند. نوآوری­های منظم شایستگی­های فنی و تولیدی را با هدف ارائه به بازارها و مشتریان موجود توسعه می­دهند. این نوآوری­ها اغلب شامل توسعه­های تدریجی در فرایند تکنولوژی می­شوند. نوآوری­های تکاملی شایستگی­های فنی و تولیدی را بلا استفاده نموده، اما بازارها و مشتریان موجود را هدف قرار می­دهد.

مثال­هایی در این زمینه نشان ­خواهد داد که چگونه این چهار طبقه بندی مختلف می­تواند منجر به نام­گذاری متفاوت نوآوری­های همسان شود. یکی از مثال­ها ماشین تایپ است.آتربک (Utterback, 1996) عنوان کرده است که “گسستگی­هایی بین دوران ماشین تایپ دستی، ماشین تایپ الکتریکی، کلمه پرداز اختصاصی و کامپیوترهای شخصی مشاهده شده اند. از بین شرکت­های بزرگ ساخت ماشین تایپ دستی هیچ یک در پیوستن به ماشین­های الکترونیک موفق نبوده و این IBM بود که به عنوان یک غریبه در این حوزه وارد شده و محصول و بازار آن را توسعه داده است.. بر اساس این روایت، آتربک ماشین تایپ الکترونیک را یک نوآوری بنیادی نامیده است. چرا که این تکنولوژی جدید منجر به گسستگی صنعتی و ایجاد رقبای جدید شده است.

نوع شناسی گاردینر و راسول (Rothwell R, 1988) طراحی تدریجی را به صورت اضافه کردن مشخصات بنیادی جدید برای بهبود یک نوآوری موجود تعریف می­کند. لذا این دو توسعه ماشین تایپ از دستی به الکترونیکی را یک نوآوری تدریجی لقب می­دهند. کوپر  تکامل تکنولوژی ماشین تایپ را یک نوآوری میانی و ابرناتی و کلارک آن را نواوری تکاملی می­نامند (جدول …).

 

جدول … . دسته بندی محققین در خصوص نوآوری ماشین تایپ الکترونیکی نسبت به ماشین تایپ دستی

محقق دسته بندی نوآوری نوآوری ماشین تایپ الکترونیکی
آتربک بنیادی / پیوسته نوآوری بنیادی
گاردینر و راسول تدریجی/ تغییر نسل/ محصولات جدید/ اصلاح/ تغییر جزئی نوآوری تدریجی
کوپر زیاد، متوسط و کم نوآوری میانی
ابرناتی و کلارک گوشه­ای، معماری،منظم و تکاملی نواوری تکاملی

مثال دیگری که در این زمینه مطرح می­شود دستگاه تکثیر لیزری کانن است که سیگنال­های دیجیتالی تولید می­کند که در یک زمان فراوری و ذخیره شده و به پرینترهای متصل از راه دورمخابره می­شود. سیستم آنالوگی که سابق بر این موجود بود امکان شبکه سازی نداشت. در این­جا تکنولوژی جدید، کاربرد لیزر و پردازش اطلاعات الکترونیک برای طی مراحل بین چشمی اصلی و سیستم­های چاپ است. زیرسیستم پردازش دیجیتال امکان تولید یک دستگاه کپی لیزری دیجیتال را فراهم نمود. آتربک حرکت از تکنولوژی آنالوگ به دیجیتال را یک توسعه بازار، کسب شایستگی یا نوآوری بنیادی می­نامد. اما برای گاردینر و راسول تکنولوژی بنیادی تعبیه شد در یک بازنوآوری منجر به یک نوآوری بنیادی نخواهد شد و تنها یک طراحی مجدد از یک نوآوری شکل خواهد گرفت. لذا آن­ها این نوآوری را یک نوآوری تدریجی با تغییر در مونتاژ جزئی می­دانند. کوپر این نوآوری را یک نوآوری میانی دانسته و برای ارناتی و کلارک؛ تکامل تکنولوژی کپی یک نوآوری منظم است.

همانطور که در مثال­های بالا شرح داده شد، یک نوآوری ممکن است بسته به دیگاه محقق در هریک از دو سمت پیوستار انواع نوآوری جای گیرد. این ابهام درالگوی طبقه بندی مقایسه دقیق نتایج تحقیقات را اگر غیر ممکن نباشد؛ نشدنی ساخته است. با وجود این بی قائدگی در مجموعه اصطلاحات، تجمیع دانش مربوط به انواع نوآوری و درک چگونگی تغییر فرایند توسعه محصول جدید به دلیل درجات متنوع نوآوری دشوار است. بخش بعدی به این مساله می­پردازد که چگونه تناقضات، استفاده از نوآوری­ محصول در ادبیات تجربی را با اشکال مواجه کرده است.

در یک طبقه بندی بندی دیگر دسته بندی های دیگری برای انواع نوآوری به شرح ذیل آورده شده است:

  • نوآوری‏ انقلابی در برابر تکاملی
  • نوآوری‏ ماژولی در برابر معماری
  • نوآوری‏ فرایند در برابر تولید
  • نوآوری‏روش در برابر خدمت
  • نوآوری‏اخلالگردر برابر حامی
  • نوآوری‏کششی بازار در برابر فشاری فناوري

 

 

 

۳٫  منابع و مراجع:

 

[۱] Abernathy WJ, Clark KB. Innovation. mapping the winds of creative destruction. Research Policy 1985;14(1):3–۲۲٫

[۲] Ali A, Krapfel R, LaBahn D. Product innovativeness and entry strategy: impact on cycle time and break-even time. Journal of Product Innovation Management 1995;12:54–۶۹٫

[۳] Anderson P, Tushman ML. Technological discontinuities and dominant designs: a cyclical model of technological change. Administrative Science Quarterly 1990;35:604–۳۳٫

[۴] Atuahene-Gima K. An exploratory analysis of the impact of market orientation on new product performance: a contingency approach. Journal of Product Innovation Management 1995;12:275–

۹۳٫

[۵] Balachandra R, Friar JH. Factors in success in r&d projects and new product innovation: a contextual framework. IEEE Transactions on Engineering Management 1997;44(3):276–۸۷٫

[۶] Booz-Allen Hamilton. New products management for the 1980s. New York: Booz-Allen Hamilton Inc. 1982

[۷] Chandy RK, Tellis GJ. The incumbents curse: incumbency, size, and radical product innovation. Journal of Marketing 2000;64:1–۱۷٫

[۸] Cheng CH, Kumar A, Motwani JG, Reisman A, Madan MS. A citation analysis of the technology innovation management journals. IEEE Transactions on Engineering Management 1999;46(1):4–۱۳٫

[۹] Christensen CM. The innovator’s dilemma: when new technologies cause great firms to fail. Boston, MA: Harvard Business School Press.1997. p. 1–۲۲۵٫

[۱۰] Colarelli O’Connor G. Market learning and radical innovation: a cross case comparison of eight radical innovation projects. Journal of Product Innovation Management 1998;15(2):151–۶۶٫

[۱۱] Cooper RG. The dimensions of industrial new product success and failure. Journal of Marketing 1979;43:93–۱۰۳٫

[۱۲] Cooper RG, de Brentani U. New industrial financial services: what distinguishes the winners. Journal of Product Innovation Management 1991;8:75–۹۰٫

[۱۳] Damanpour F. Organizational innovation: a meta-analysis of effects of determinants, and moderators. Academy of Management Journal 1991;34(3):555–۹۰٫

[۱۴] Dickson PR. Toward a general theory of competitive rationality. Journal of Marketing 1992;56(1):69–۸۲٫

[۱۵] Ettlie JE, Rubenstein AH. Firm size and product innovation. Journal of Product Innovation Management 1987;4:89–۱۰۸٫

[۱۶] Ettlie JE, BridgesWP, O’Keefe RD. Organization strategy and structural differences for radical versus incremental innovation. Management Science 1984;30:682–۹۵٫

[۱۷] Foster RN. Innovation, the attacker’s advantage. New York: Summit, 1986.

[۱۸] Freeman C. Critical survey: the economics of technical change. Cambridge Journal of Economics 1994;18(5):463–۵۱۴٫

[۱۹] Freeman C. The nature of innovation and the evolution of the productive system. In: OECD, editors. Technology and productivity-the challenge for economic policy. Paris: OECD, 1991. p. 303–۱۴٫

[۲۰] Goldenberg J, Lehmann DR, Mazursky D. The primacy of the idea itself as a predictor of new product success. Marketing Science Institute Working Paper, 1999.

[۲۱] Green SG, Gavin MB, Aiman-Smith L. Assessing a multidimensional measure of radical technological innovation. IEEE Transactions on Engineering Management 1995;42(3):203–۱۴٫

[۲۲] Griffin A. PDMA research on new product development practices: updating trends, and benchmarking best practices. Journal of Product Innovation Management 1997;14:429–۵۸٫

[۲۳] Grossman JB. The supreme court and social change: a preliminary inquiry. American Behavioral Scientist 1970;13:535–۵۱٫

[۲۴] Grupp H. Foundations of economics of innovation: theory, measurement, and practice. Northampton, MA: Edward Elgar Publishing Ltd.,1998.

[۲۵] Henard D, Szymanski DM. Why are some new products more successful than others? A meta-analysis of the empirical evidence” :Texas A&M University, forthcoming.

[۲۶] Heany DF. The degrees of product innovation. The Journal of Business Strategy 1983;3(4):3–۱۴٫

[۲۷] Henderson RM, Clark KB. Architectural innovation: the reconfiguration of existing product technologies, and the failure of established firms. Administrative Science Quarterly 1990;35:9–۳۰٫

[۲۸] Johne FA, Snelson PA. Success factors in product innovation: a selective review of the literature. Journal of Product Innovation Management 1988;5:114–۲۸٫

[۲۹] Johnson SC, Jones C. How to organize for new products. Harvard Business Review 1957;5–۶:۴۹–۶۲٫

[۳۰] Kessler EH, Chakrabarti AK. Speeding up the pace new product development. Journal of Product Innovation Management 1999;16:231–۴۷٫

[۳۱] Kleinschmidt EJ, Cooper RG. The impact of product innovativeness on performance. Journal of Product Innovation Management 1991;8:240–۵۱

[۱] NPD: New Product Development

[۲] innovationativeness

كلمات كليدي:

مطالب مرتبط



ارسال نظر براي اين مطلب مسدود شده است.

Go to TOP