تاریخ انتشار:۲۷ فروردین ۱۳۹۸در ۱۰:۳۵ ق.ظ کد خبر:1328 تعداد بازديد: 614 بازدید

گسست فناورانه

گردآورنده: دکتر اصغر عقلائی

گسست های فناورانه: ادبیات استراتژی رقابت علی الخصوص بین شرکت های استقرار یافته و نوآوران و و افرادی که تمایل دارند در یک صنعت تازه وارد شده و ضمن رقابت با شرکت های استقرار یافته از نوآوری خود منفعت کسب نمایند؛ با جزئیات در مورد اینکه اغلب شرکت های استقرار یافته منافع خود را پس از گسست[۱] (تغییرات) فناورانه از دست می دهند، غنی است (مثلا Abernathy & Utterback، ۱۹۷۸؛ Christensen & Bower، ۱۹۹۶؛ Henderson & Clark، ۱۹۹۰؛ Tripsas & Gavetti، ۲۰۰۰؛ Tushman & Anderson، ۱۹۸۶ ). یک گسست “منجر به  بهبود عملکرد قیمت در مقایسه با تکنولوژی های موجود” می شود، زیرا “پیشرفت تکنولوژی آنقدر مهم است که هیچ افزایشی در مقیاس، کارایی یا طراحی نمی تواند رقابت بین این تکنولوژی جدید و تکنولوژی های قدیم را میسر نماید. ” (Tushman & Anderson، ۱۹۸۶، p 441). نمونه هایی از این گسست در فناوری عبارتند از: عکاسی دیجیتالی جایگزین عکاسی مبتنی بر فیلم (Benner & Tripsas، ۲۰۱۲). ظهور کوره های الکتریکی در تولید فولاد (Anderson & Tushman، ۱۹۹۰) و جایگزینی ماشین حساب های مکانیکی از طریق رایانه های الکترونیکی (Taylor & Helfat، ۲۰۰۹) در همه این موارد و دیگر موارد مشابه، شرکت های نوآور پیشگام فناوری جدید اغلب از مزایای بیشتری نسبت شرکتهای استقرار یافته  بهره میبرند (Abernathy & Utterback، ۱۹۷۸). جایگزینی احتمالی حاکمان قدیمی توسط نواوران، همان موضوعی است که شومپتر (۱۹۴۲) به عنوان روند تخریب خلاق ارائه کرده است. تیس (TEECE, 1986) الگویی برای تدوین استراتژی نوآوری فناورانه و تجاری سازی برای نوآوران و  شرکت های استقرار یافته ارائه نمود. وی عوامل مؤثر بر تعيين استراتژي نوآوري فناورانه را، نظام مالكيت معنوي[۲]، دسترسی به دارائی‌های مكمل[۳]، و جایگاه طرح غالب[۴] معرفی نمود. علاوه بر اینکه میزان دستیابی و ضعیف یا محکم بودن هر یک از این عوامل می تواند در انتخاب نوع استراتژی نوآوران و شرکت های استقرار یافته تغییر ایجاد نماید، گسست (تغییرات اردیکال) (کوتسالینو، ۲۰۱۸) در هر یک از موارد فوق نیز می تواند قواعد بازی و انتخاب استراتژی را برای هر کدام تغییر دهد. از جمله تغییر در این بازی ها؛ علاوه بر رقابت، همکاری و ایجاد اتحاد است (دایر و سینگ ، ۱۹۹۸؛ دایر، سینگ و هستری، ۲۰۱۸؛ هافمن، ۲۰۰۷؛ رئور، زوللو و سینگ، ۲۰۰۲؛ روثمرل و بوکر، ۲۰۰۸). به عنوان مثال اگر در یک صنعت یک نظام مالکیت فکری قوی  وجود داشته باشد، که دانش جدید را برای نوآوران و تازه واردان حفظ کند و دارایی های مکمل های تخصصی مورد نیاز برای تجاری شدن دانش جدید در اختیار شرکت های استقرار یافته باشد، در این حالت برای هدایت گسست های دانش همکاری اتفاق خواهد افتاد (Gans & Stern، ۲۰۰۳؛ Teece، ۱۹۸۶، ۱۹۹۲). این تغییر در بازی ها، نشان دهنده دینامیک رقابت و همکاری همزمان است که منجر به شکست فناورانه می شود. علاوه بر این، در حالی که یک درک عمیق تر از تنش بین رقابت و همکاری به وضوح مورد نیاز است، تحقیقات قبلی مزایای همکاری های بین شرکت ها (مثلا دایر و سینگ، ۱۹۹۸) را برجسته کرده اند، و این در حالیست که غالبا منافع بالقوه رقابت نادیده گرفته می شود. این تحقیقات  ارزشمند، در برخی موارد به همکاری افقی، و تا حدودی همکاری های عمودی؛ در حین رقابت بین شرکتهای استقرار یافته توجه داشته اند. (Ahuja، ۲۰۰۰؛ Doz، Olk & Ring، ۲۰۰۰). در میان نمونه های کمی از همکاری افقی که در ادبیات تایید شده است، مانند کنسرسیوم سماتک، که برای رقابت و ممانعت از ورود نوآوران ژاپنی؛ توسط شرکت های نیمه هادی ایالات متحده در حال شکل گیری است، (Browning، Beyer، Shelter، ۱۹۹۵)  و همچنین اتحادیه کنسرسیوم و چند جانبه در میان شرکت های هواپیمایی (به عنوان مثال ، Star Alliance، One World، Sky Team)، تولید کنندگان هواپیما (مانند ایرباس و شرکت های مخابراتی (مانند Wi-Fi) (Gomes-Casseres، ۲۰۱۵؛ Lavie، Lechner & Singh، ۲۰۰۷) می توان اشاره نمود. اکثریت گسست (تغییرات) رادیکال که در ادبیات پیشین مورد بررسی قرار گرفته اند، در بعد دانش محوری است که در اختیار شرکت های استقرار یافته می باشد. در تمام مطالعات قبلی (عکاسی، فولاد و ماشین حساب) و همچنین در بسیاری از صنایع دیگر مانند نیمه هادی ها ( (Dosi، ۱۹۸۴)،  داروها(Arora & Gambardella، ۱۹۹۰)، ساعتها(Glasmeier،۱۹۹۱) و پزشکی (Mitchell، ۱۹۹۱)، تغییرات فناورانه یک شوک خارجی برای دانش محوری بالادست به شرکت های استقرار یافته بوده است. به عنوان مثال، کشف علمی بیوتکنولوژی، دانش محوری را در شیمی آلی شرکت های دارویی که در حال حاضر فعالیت دارند، منسوخ می کند. به همین ترتیب، اندرسون و کلارک (۱۹۹۰) در مفهوم سازی نوآوری معماری نیز نشان داد که دانش محوری شرکت های استقرار یافته، بدلیل تغییر در دانش محوری یک محصول، تحت تاثیر قرار می گیرد.  تمرکز عمده ادبیات بر گسست دانش محوری نیز در برخی موارد با عوامل شناسایی شده دیگری، مانند انحراف دناش محوری، استحکام محوری، نفوذ و وابستگی به مسیر در توسعه صلاحیت و دانش و همچنین بازسازی توانایی ها و قابل بین می باشد(  Danneels ، ۲۰۱۱؛ ​​Lavie، ۲۰۰۶a؛ لئونارد بارتون، ۱۹۹۲؛ Sosa، ۲۰۱۱؛ ​​Teece، Pisano، & Shuen، ۱۹۹۷؛ Tripsas & Gavetti، ۲۰۰۰).

نوعی دیگری از گسست،  گسست دارائی های مکمل است که توسط رساله تیس (۱۹۸۶) در مورد چگونگی کسب منفعت  از نوآوری ها توسط نوآوران مطرح گردید. در آن جا، وی مفهوم دارایی های مکمل را معرفی کرد و نشان داد که آنها تقریبا همیشه برای کسب موفقیت و منفعت از اختراع جدید نیاز می باشد. تیس (۱۹۸۶) بیشتر بین دارایی های عمومی و تخصصی تمایز ایجاد نموده است. دارایی های مکمل عمومی دارایی هایی هستند که مختص نوآوری نبوده و در بازار آزاد به طور گسترده ای در دسترس هستند. با توجه به این که دارایی های مکمل عمومی فاقد ارزش زیاد، و تقلید پذیری ساده است (بارنی، ۱۹۹۱)، صاحبان آنها مزیتی ندارند. تجهیزات تولید عمومی در این دسته قرار می گیرند. در مقابل، دارایی های مکمل تخصصی، اغلب در طول مدت زمان طولانی ساخته می شوند و از این رو، وابسته به مسیر و اغلب ویژه هستند (Teece et al.، ۱۹۹۷). بر این اساس، دارایی های مکمل تخصصی، برای تجاری سازی یک نوآوری مهم و منحصر به فرد هستند. این نوع تخصصی دارایی با مباحث رویکرد منبع محور مطابق است. (Barney، ۱۹۹۱؛ Peteraf، ۱۹۹۳) و بنابراین می تواند منبع مزیت رقابتی باشد. اغلب این دارائی های مکمل خاص بعنوان موانع ورود و نفوذ به بازار (Kapoor & Furr، ۲۰۱۵)، به شرکت­های استقرار یافته  اجازه می دهد تا از یک نوآوری ارزش کسب نمایند، زیرا آنها بر خلاف دارایی های عمومی (که در بازار آزاد به طور گسترده ای در دسترس هستند)، قابل دستیابی نیستند. تکرار این مطلب مفید است که در مدل تیس (۱۹۸۶) نوآوری یک فعالیت خلق ارزش است که در سطح بالای دانش محوری رخ می دهد، در حالی که تجاری سازی نوآوری اشاره به فعالیت های جذب ارزش از طریق دارائی مکمل های تخصصی پایین دست اشاره دارد (روترمل، ۱۹۹۰). در این راستا، ادبیات از اینکه چگونه شرکت های استقرار یافته برای مقابله با گسست بوجود آمده در دانش محوری، با ایجاد همکاری های استراتژیک با نوآوران (به منظور دستیابی به دانش اصلی جدید) در ازای دسترسی دادن دارائیهای مکمل تخصصی خود به تازه واردان استفاده نموده اند، بحث شده است. (Arora & Gambardella، ۱۹۹۰؛ Pisano، ۱۹۹۰؛ Rothaermel، ۲۰۰۱؛ Tripsas، ۱۹۹۷).  با ایجاد یکپارچگی در چارچوب گسست فناورانه با مفهوم دارایی مکمل، کوتسالینو (۲۰۱۷) موارد جدیدی از گسست دارایی های مکمل ارائه نمود. وی یک گسست جدید در دارائی مکمل را تعریف کرد، که در آن فنآوری های جدید در تولید، توزیع و فروش، در رابطه با نسبت قیمت / عملکرد و بهره وری گزینه های بهتری پیشنهاد می دهد که حتی اگر بهبود نیز در دارائی های مکمل اتفاق بیفتد؛ به اندازه این تغییر تاثیر نخواهد داشت.


[۱] discontinuity

[۲]Appropriability regime

[۳] Complementary assets

[۴] Dominant design paradigm

كلمات كليدي: , , , , , , ,

مطالب مرتبط



ارسال نظر براي اين مطلب مسدود شده است.

Go to TOP